تبلیغات
نغمه ای از زندگی - خدا هست!
شاد زندگی کن!
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

نوشته های پیشین

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

لوگوی دوستان
فروش نهال پسته
پزشکان بدون مرز

کد لوگوی وبلاگ
شما میتوانید از لوگوهای من که درقسمت صفحات جانبی _ لوگوهای وبلاگ در بالا وجود دارد نیز استفاده کنید و یا از لینک زیر استفاده کنید
Admin Logo


نظرات : ( )




مرد جوان مسیحی كه مربی شنا و دارنده چندین مدال المپیك بود ، به خدا
اعتقادی نداشت. او چیزهایی را كه درباره خدا و مذهب می شنید مسخره میكرد.
شبی مرد جوان به استخر سرپوشیده آموزشگاهش رفت. چراغ خاموش بود ولی ماه
روشن بود و همین برای شنا كافی بود.
مرد جوان به بالاترین نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز كرد تا درون
استخر شیرجه برود.
ناگهان، سایه بدنش را همچون صلیبی روی دیوار مشاهده كرد. احساس عجیبی
تمام وجودش را فرا گرفت. برای نا پدید كردن آن از پله ها پایین آمد و به سمت كلید برق رفت و
چراغ را روشن كرد.
چیزی مشاهده كرد كه زندگی اش را برای همیشه تغییر داد.
آب استخر برای تعمیر خالی شده بود!



نوشته شده توسط :عباس
یکشنبه 11 دی 1390-12:52 ب.ظ

ابزار هدایت به بالای صفحه