تبلیغات
نغمه ای از زندگی - دنیای که خودمان برای خودمان ساخته ایم!
شاد زندگی کن!
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

نوشته های پیشین

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

لوگوی دوستان
فروش نهال پسته
پزشکان بدون مرز

کد لوگوی وبلاگ
شما میتوانید از لوگوهای من که درقسمت صفحات جانبی _ لوگوهای وبلاگ در بالا وجود دارد نیز استفاده کنید و یا از لینک زیر استفاده کنید
Admin Logo


نظرات : ( )


در یك مهمانی نشسته ایم.كاملآ احساس می شود كه سایه ی كدر و سنگین((شخصیت))حاكم بر جوّ است. به جز بچه ها، همه حضور شخصیت خود و دیگران و همچنین میزان و اندازه و فد و بالی سخصیت ها را حس می كنند و نا آرام و نگرانند. آدم ها، مثل چوب های متحرك، خشك و گرفته و با تكلف نشسته اند. با هم حرف نمی زنند.
((شخصیت))ها مثل سپر در مقابل یكدیگر ایستاده و جبهه گرفته اند. هر ((شخصیت))نگران حفظ خودش است.باید با احتیاط عمل كند_كه مبادا لو برود، كه مبادا با یك حرف و رفتار نابجا در هم فرو ریزد.
مادر ها با چشم غرّه بچه ها را دعوت به حفظ نزاكت اجتماعی و ادب می كنند. معذلك بچه ها فارغ از نگرانی های ما مشغول بازی و سر و صدا هستند و بر خلاف بزرگ تر ها حضور ((استاد)) را (كه بنده باشم)به پشیزی نمی گیرند.
(باشد، بچه اند و حالیشان نیست، ما هم به دل نمی گیریم.)
همین كه شیرینی و خوراكی وارد اطاق میشود، بچه ها بی مهابا و بدمن رعایت ((ادب))حمله می كنند. هیس و چشم غرّه مادر و پدر ها هم جلودارشان نیست. ولی بالاخره كه چه؟! كثرت چشم غرّه ها در شكل های مختلف، عاقبت آن ((شبح شوم))و وحشتناك را درون آنها نیز می نشاند و اشتهای خوردن و به طور كلی اشتهای زندگی كردنشان را كور می كند.
سر شام هر كس به دلیلی ناآرام است: یكی نگران این است كه مبادا سوپ را هُف بكشد، یكی می ترسد موقع خوردن ماچ ملچ كند، یكی نگران است كه قاشق و چنگال را عوضی دست بگیرد، یكی در این اندیشه است كه اگر خود یا بچه اش زیاد بخورند، دیگران خواهند گفت این ها ((چیز نخورده اند)).
كاملآ احساس میشود كه غیر از بچه ها، همه ما داریم به جای شام ((شخصیت))كوفت میكنیم. انگار یك عجوزه ی كریه و جبّار بغل دست آدم نشسته است و بلاانقطاع سُك می زند كه ((مواضب باش، گند بالا نیاوری! وگرنه آتش به جانت میزنم!))
خدایا این جه وضعی است! هر لحظه و در هر رابطه ای ((عجوزه ی نفس)) حضور كریه و نامباركش را بر ذهن اعلام می كند و میگوید((مواظب باش)) تمام زندگی ما در تكلف می كذرد، همه چیز را ((عجوزه)) بر انسان تحمیل میكند.
((بخشی از كتاب زندگی و مسائل آقای محمد جعفر مصفا.))


نوشته شده توسط :عباس
یکشنبه 11 دی 1390-12:47 ب.ظ

ابزار هدایت به بالای صفحه