تبلیغات
نغمه ای از زندگی - زود قضاوت نکنیم شاید خودمان مقصر هستیم!
شاد زندگی کن!
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

نوشته های پیشین

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

لوگوی دوستان
فروش نهال پسته
پزشکان بدون مرز

کد لوگوی وبلاگ
شما میتوانید از لوگوهای من که درقسمت صفحات جانبی _ لوگوهای وبلاگ در بالا وجود دارد نیز استفاده کنید و یا از لینک زیر استفاده کنید
Admin Logo


نظرات : ( )


بیسکوئیت...!
یک زن جوان درسالن فرودگاه منتظر پروازش بود.چون هنوزچند ساعت به پروازش باقی مانده بودتصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند.او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید.بر روی یک صندلی دسته دار نشست و درآرامش شروع به خواندن کتاب کرد.در کنارش یک بسته بیسکوئیت و مردی نشسته بود که روزنامه می خواند.وقتی که اولین بسکوئیت را به دهان گذاشت,متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت وخورد.او خیلی عصبانی شدولی چیزی نگفت.
پیش خود فکر کرد:"بهتر است ناراحت نشوم شاید اشتباه کرده باشد..."
ولی ماجرا تکرار شد.هر بار که او یک بیسکوئیت برمی داشت آن مردهم همین کاررا می کرد.این کاراو را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی خواست واکنش نشان دهد.
وقتی تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود,پیش خود فکر کرد:"حالا ببینم این مرد بی ادب چکار خواهد کرد؟"
مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش را خورد.این دیگه خیلی پرروئی می خواست!
او حسابی عصبانی شده بود.در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کردکه زمان سوارشدن به هواپیماست.آن زن کتابش را بست.چیزهایش راجمع و جورکرد وبا نگاه تندی که به مرد انداخت ازآنجا دورشد و به سمت دروازه اعلام شده رفت.
وقتی داخل هواپیما روی صندلی نشست.دستش را داخل ساک برد تا عینکش را بردارد.ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکوئیت آنجاست ,باز نشده و دست نخورده..! خیلی شرمنده شد! از خودش بدش آمد یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده را داخل ساکش گذاشته است..آن مرد بیسکوئیت هایش را با اوتقسیم کرده بودبدون آنکه عصبانی و برآشفته شده باشد...در صورتی که خودش آن موقع فکرمی کردآن مرد دارداز بیسکوئیت های او می خورد خیلی عصبانی شده بودمتاسفانه دیگرزمانی برای توضیح رفتارش یا معذرت خواهی نبود...

چهار چیز است که نمی توان آنها را برگرداند:
سنگ.... پس از پرتاب کردن!
حرف... پس از گفتن!
موقعیت پس از پایان یافتن!
و زمان.... پس از گذشتن!



نوشته شده توسط :عباس
شنبه 17 دی 1390-11:16 ب.ظ

ابزار هدایت به بالای صفحه